X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

من زنی را می شناسم که خودش را نمی شناسد!

چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 13:28

من زنی را می شناسم که در خانه اش را با لبخند به رویت باز می کند که در جواب "میخوام برم سوییت"  تو اخم می کند.

من زنی را می شناسم که صورتی را به لبهاش می کشد تا لبخند های شیرینش را خوش رنگ  تر کند.

من زنی را می شناسم که سبز را سربلند می کند وقتی برای رنگ لباس انتخابش می کند!

من زنی را می شناسم که درد را پا به پای تو راه می برد و دم نمی زند.

من زنی را می شناسم که گرچه زاده ی دریاست اما به اندازه ی تو که سالها دور از دریا بوده ای عاشقانه نگاهش می کند.

من زنی را می شناسم که می شود به اندازه ی برگ تک تک درختان شمال دوستش داشت!!!

نظرات (1)
چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 13:47
بسیار زیبا . لذت بردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اون زن بسیار زیباست
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.